تقریباً همه میدانند که داشتن استعداد و پشتکار، برای رسیدن به موفقیت، شرطهایی لازم و اساسی است. اما همهچیز به اینجا ختم نمیشود. زیرا دنیایی که در آن زندگی میکنیم، همیشه بر مبنای شایستهسالاری عمل نمیکند. در مورد بیل گیتس، چیزی که خیلیها از آن غافلاند این است که وی، در دوران دبیرستانش، یک امتیاز باورنکردنی داشت. ایشان، در آن دوران، در مدرسهاش به کامپیوتری دسترسی داشت که تقریباً هیچکدام از هم سن و سالان وی، این دسترسی را نداشتند. همینالان، تقریباً نیمقرن پس از آن دوران، مدارس بسیار زیادی وجود دارد که هنوز به کامپیوتر دسترسی ندارند. بنابراین فرصتی که برای بیل گیتس به وجود آمده بود، فرصتی خارقالعاده بود. اما آیا این سه مورد، یعنی داشتن استعداد، پشتکار، و روی آوردن فرصتهای خارقالعاده به فرد، برای رسیدن به موفقیت کافی است؟
بازهم خیر. به مثال بیل گیتس برگردیم، در مدرسهی وی افراد دیگری هم بودند که به کامپیوتر دسترسی داشتند و استعداد و پشتکارش را نیز داشتند، اما چرا فقط نامی از بیل گیتس مانده است؟ فرق اساسی بیل گیتس با دیگران این بود که وی، شیفتهی برنامهنویسی شده بود و زمان بسیاری را به برنامهنویسی کامپیوتر اختصاص داد. عملاً اتاق کامپیوتر مدرسهاش، به خانهی وی تبدیل شده بود. این موضوع، چیزی است که به آن، قاعدهی ۱۰ هزار ساعت میگویند. یعنی برای رسیدن بهحداعلای موفقیت، علاوه بر استعداد و تلاش و روی آوردن فرصتها، نیاز است که دستکم ده هزار ساعت زمان را صرف کار خود، کرده باشیم. ده هزار ساعت زمان، چیزی است که از حوصلهی خیلیها خارج است و همان رمز موفقیتی است که خیلیها از رسیدن به آن، بازماندهاند.
دانشجو...ما را در سایت دانشجو دنبال میکنید
برچسب: عوامل موفقیت,عوامل موفقیت در زندگی,عوامل موفقیت در تحصیل,عوامل موفقیت در کنکور,عوامل موفقیت در کار,عوامل موفقیت در کسب و کار,عوامل موفقیت افراد موفق چیست,عوامل موفقیت سازمان,عوامل موفقیت در بازاریابی شبکه ای,عوامل موفقیت مدیریت دانش, نویسنده: بازدید: 90